![]()


«اشعار سید شهرام ابهری»
کلیک فرمایید


بخش اول

بخش دوم دکتر فرشید ورد استاد دانشگاه و از مفاخر ادبیات
شیراز گهواره گهربار شعرپارسی در سبک عراقی
در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان
لطفی است که در کلگری و نیس و پکن نیست
در دامن بحر خزر و ساحل گیلان
موجی است که در ساحل دریای عدن نیست
در پیکر گلهای دلاویز شمیران
عطری است که در نافه ی آهوی ختن نیست
آواره ام و خسته و سرگشته و حیران
آوارگی وخانه به دوشی چه بلاییست
دردی است که همتاش در این دیر کهن نیست
من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ
در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست.
هرکس که زند طعنه به ایرانی و ایران
بی شبهه که مغزش به سر و روح به تن نیست.
پاریس قشنگ است ولی نیست چو تهران
لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست.
هر چند که سرسبز بود دامنه آلپ
چون دامن البرز پر از چین وشکن نیست
این کوه بلند است ولی نیست دماوند
این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست
این شهرعظیم است ولی شهرغریب است
این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست
بخش سوم
بخش چهارم
وبلاگ بزرگداشت مرحوم دکتر سید علی ابهریhttp://ali-abhari.blogfa.com/

بخش پنجم
وبلاگ در حریم حرم حضرت علی بن حمزه(ع)شیراز

بخش ششم

وبلاگ سیری در قلمرو زبان وادبیات پارسی

خوشاشیراز وصف بی مثالش

|
هر دم از عمر میرود نفسی |
|
چون نگه میکنم نماند بسی |
|
ای که پنجاه رفت و در خوابی |
|
مگر این پنج روز دریابی |
|
خواب ِنوشین بامداد رحیل |
|
باز دارد پیاده را ز سبیل [راه] |
|
هر که آمد عمارتی نو ساخت |
|
رفت و منزل به دیگری پرداخت |
|
وان دگر پخت همچنان هوسی |
|
وین عمارت بسر نبرد کسی |
|
یار ناپایدار دوست مدار |
|
دوستی را نشاید این غدّار |
|
نیک و بد چون همی بباید مرُد |
|
خُنُک آنکس که گوی نیکی برُد |
|
برگ عیشی به گور خویش فرست |
|
کس نیارد ز پس ز پیش فرست |
|
عمر برَف است و آفتاب تموز |
|
اندکی ماند و خواجه غَرّه هنوز |
|
ای تهیدست رفته در بازار |
| ترسمت پُر نیاوری دستار
|

*********************************



